تبليغاتX
در جستجوی حقیقت - چرا می گوییم در جهان با عزت و سربلندیم
مقالات و قطعات ادبی و اخبار

دو روز قبل وزیر خارجه رژیم صهیونیستی –لیبرمان-  که در داخل اسرائیل به وزیر بی مغز و دهن گشاد معروف است،  از روسیه اعلام کرد ما قصد نداریم به تاسیسات هسته ای  ایران حمله کنیم ، ما آنقدر قوی هستیم که می توانیم از خودمان در برابر دشمنان دفاع کنیم.

لیبرمان در حالی این سخنان را عنوان کرد که در هفته های اخیر موضوع حمله به ایران از سوی رژیم صهیونیستی به یک موضوع داغ برای مطبوعات غربی و عربی تبدیل شده بود. هر چند روز گذشته  وزیر جنگ این رژیم ایهود باراک پس از اظهارات لیبرمان اعلام کرد که همه گزینه ها برای مقابله با تهدید هسته ای ایران بر روی میز قرار دارد.

با کمی دقت می توان دریافت که لهجه هجومی و تند و تصمیم قاطع رژیم صهیونیستی که از چند سال قبل بر سر موضوع هسته ای ایران تا آنجا اوج گرفته بود که همه جهان انتظار حمله این رژیم به تاسیات هسته ای ایران را داشت  اخیرا رو به افول گذاشته و تنها به ذکر دفاع از خود و یا تنها یکی از گزینه ها (!) برای مقابله با ایران تبدیل شده است و این نتیجه ایستادگی و مقاومت و تسلیم نشدن در برابر خواسته های غرب در برنامه هسته ای است که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شاهد آن بودیم.

تفسیر دیگری نیز برای این امر وجوددارد و آن اینکه سر و صداهای جناح راست افراطی اسرائیل از ابتدا نیز برای ایجاد رعب و وحشت در دل مردم و جو روانی علیه دولت فعلی و تاثیر در انتخابات ریاست جمهوری ایران و طرفداری از کاندیداهایی بوده که تعطیل برنامه هسته ای و یا غنی سازی اورانیوم و یا غنی سازی آن در کشورهای دیگر مثل استرالیا! را در نطق های انتخاباتی خود اعلام کرده بودند. ولی وقتی دیدند که سناریوی " کشور در شرایط بحرانی است" دیگر کارساز نبوده و دست آنها رو شده و مردم ایران به این تهدیدات اهمیت نمی دهند و ارتش و نیروهای مسلح ایران ، هر تهدید رژِیم صهیونیستی را با موشک های جدید دوربرد سجیل و بالستیک و سلاحهای پیشرفته ساخت داخل پاسخ می گویند ، از تهدیدات خود عقب نشینی کرده و در لاک دفاعی فرو رفته اند .

هر چند که در سال نخست ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد  یک جریانی سعی داشت که وضع کشور را بحرانی نشان داده و ادعا می کرد که اسرائیل و آمریکا به زودی به ایران حمله خواهند کرد ، اما دیدیم که با گذشت چهار سال و به دنبال از سر گیری فعالیتهای هسته ای صلح آمیز و مقاومت در برابر زیاده خواهی های غرب ، نه تنها پله های پیشرفت را با سرعت هر چه تمام تر طی کردیم بلکه لهجه و خطاب غرب و دشمن نیز تغییر کرده به نحوی که در مقابل این حق مسلم و خواسته ملت ایران تسلیم شده و تنها خواهان عدم نزدیک شدن به سلاح هسته ای و به زعم خود، راه افتادن مسابقه تسلیحاتی هسته ای در منطقه هستند.

اگر دقت کنیم در دوره قبل به دنبال تعلیق پذیرفتن فعالیتهای هسته ای ،  نداهایی از داخل و خارج همزمان به گوش می رسید که ایران که نفت و گاز دارد چه نیازی به انرژی هسته ای دارد؟! و یا ایران دارای منابع خوبی برای تبدیل انرژی خورشیدی و استفاده از آن برای تولید برق است !  گویی که تنها برنامه هسته ای منحصر به همین برق است! و کاربرد دیگری در علم و شاخه های مختلف تکنولوژی و پزشکی ندارد. و یا اظهار می کردند با این وضعیت اقتصادی چه نیازی به انرژی هسته ای داریم؟! اما با هشیاری مردم و مسئولان و خصوصا رهبر انقلاب و قاطعیت آقای احمدی نژاد امروز با پشت سر گذاشتن همه سناریوهای تعطیل برنامه هسته ای و تنش زدایی و شرایط بحرانی!،  می بینیم که در اوج قله عزت و سربلندی ایستاده ایم .

اما سخنرانی امروز اوباما از قاهره بیش از همیشه قابل تامل و تفکر بود . اوباما که در محورهای متعددی از جمله موضوع فلسطین سخنرانی و دیدگاههای خود را بیان می کرد در ارتباط با ایران ابراز داشت :

"بسيار سخت است كه بر دهه‌ها بي‌اعتمادي بين آمريكا و ايران غلبه كرد و مسائل عديده‌اي وجود دارد كه بايد بين دو طرف مورد بررسي قرار گيرد و آمريكايي‌ها خواهان پيشرفت و گفت‌وگوي بدون پيش‌شرط و بر اساس احترام متقابل با ايران هستند".  اوباما همچنين بهره‌مندي از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي بر مبناي تعهد به پيمان منع گسترش سلاح هسته‌اي را حق همه كشورها خواند و گفت: بايد به ايران نيز اجازه دهيم كه به انرژي هسته‌اي صلح‌آميز دست يابد و به پيمان منع گسترش سلاح هسته‌اي پايبند باشد."

باز به لحن سخنان اوباما اگر دقت کنیم و حافظه مان هم خوب کار کند ، زمانی که اصلاح طلبان می خواستند مذاکره با غرب را بر سر برنامه هسته ای بپذیرند ، آنها پیش شرط تعلیق همه فعالیتهای هسته ای را  به عنوان یک اصل ضروری در مقابل ملت ایران گذاشتند و تیم مذاکره کننده هسته ای هم در عین ناباوری آن را پذیرفت . در حالیکه در دوره آقای احمدی نژاد ایشان در مقابل این شرط ایستاد و گفت در عین ادامه فعالیتهای هسته ای صلح آمیز خود مذاکره می کنیم و هیچ شرطی را نمی پذیریم و با اعلام آمادگی برای مذاکره توپ را به زمین غرب انداخت و دیدید که عاقبت،  غرب چگونه تسلیم این خواسته به حق ملت و دولت ما شد.

اکنون نیز اوباما صراحتا می گوید ما حاضریم بدون پیش شرط و بر اساس اصل احترام متقابل با ایران گفتگو کنیم . باز هم می پرسیم در کدام دوره عزت و اقتدار ما بیشتر بود؟ در دوره ای که با ذلت و ترس تعلیق را پذیرفتیم و یا الان که دشمن ما حاضر به مذاکره در شرایط مساوی و احترام متبادل است و داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز را به عنوان حق مسلم ما پذیرفته ؟

دیشب آقای موسوی در مناظره خود با آقای احمدی نژاد گفتند که: " شما 4 بار به آمریکا سفر کردید و دو بار نامه نوشتید وخواستار مذاکره با آمریکا شدید آیا این به نفع ماست؟ من مي‌گويم اين كارها عزت و آبروي كشور و توسعه داخلي را مشكل‌دار و تنش‌زا كرده است".

در پاسخ بنده به این اظهارات آقای موسوی باید گفت مذاکره با آمریکا و غرب زمانی زیانبار و ممنوع است که ما نتوانیم از حقوق خود دفاع کرده و در نقطع ضعف باشیم و مذاکرات منجر به تضییع حقوق ما بشود.( درست مثل آنچه در مذاکرات هسته ای با 6 کشور اتفاق افتاد)  و این نکته ای بود که امام خمینی (ره) همواره به آن توجه داشتند ولی وقتی غرب خود نیز خواهان این مذاکره با شرایط برابر و احترام متقابل و بدون شروط می باشد آنگاه این مذاکرات می تواند سودمند بوده و در جهت منافع کشور و به نفع ما باشد و راهی برای بازپس گرفتن حقوق مان  و نیز تثبیت جایگاه کشور در منطقه و در سطح بین المللی باشد به شرطی که افراد مذاکره کننده شیفته غرب نشده و در برابر آن احساس حقارت و عجز  نکنند. و لذا مذاکرات در مقطع کنونی می تواند موجب عزت و آبروی ما گردد و می تواند موجب توسعه داخلی نیز گردد. اما سفرهای آقای احمدی نژاد به آمریکا که مایه حقد برخی جریانات داخلی شده به اعتراف رسانه های غربی موجب تقویت نظام ایران و  مصداقیت و اقتدار آن در بین سایر کشورها و حتی خود آمریکایی ها شده است. سخنرانی های دقیق و منسجم و مستحکم رئیس جمهور و بیان ساده و روان وی در طرح مشکلات جهان و تبعیضها بسیاری از ملتها را بیدار و به فکر فرو برده است و این امر برای ناظران خارجی و کسانی که بی طرفانه قضایا را بررسی می کنند بسیار ملموس است.

حال اگر عده ای در داخل نمی خواهند به این موضوع اعتراف کنند و آن را درک کنند این از بی انصافی و غرض ورزی و یا عدم  درک سیاسی شان از روابط حاکم بر دنیای امروز است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 20:36  توسط سارا مومنی  |